مناطق آزاد

اختراع دوباره چرخ در مناطق آزاد!

حسین نصیری، دبیر شورای عالی مناطق آزاد در دولت اصلاحات و نویسنده توسعه پایدار: چشم‌انداز جهان سوم، و ظرفیت سازی پایدار برای توسعه، امنیت ملی با تاکید بر محور شرق و چابهار در گفتگوی اختصاصی با هفته نامه تجارت جهانی از پتانسیل های مناطق آزاد ایران می گوید؛

تجارت جهانی: مناطق آزاد ایران در طول سی سال گذشته، همواره کانون توجه و بحث های گوناگون موافقان و مخالفان وجود چنین نقاطی بوده و البته خواهند بود!
همان طور که در شماره های پیشین گفته شد، چالش و حاشیه، مولفه های اصلی فعالیت مناطق در چند سال گذشته بوده است. حتی وقتی نگاهی به عمر مدیریتی در مناطق آزاد می اندازیم، آن وقت متوجه می شویم که در طول 28 سال گذشته، هشت نفر تا مرداد ماه 1400 بر صندلی دبیری شورای عالی مناطق کشور ، تکیه زده اند. به عبارت دیگر، عمر هر دبیر، کمتر از سه و نیم سال بوده است! این عدم ثبات مدیریتی و دگرگونی سیاست گذاری، عملا مناطق آزاد را به سمت آماتور بودن کشانده است.
«تجارت جهانی» در این شماره میزبان صحبت های یکی از دبیران پیشین شورای عالی مناطق آزاد کشور بوده است؛ مدیری که رکورددار هفت سال سکانداری در مناطق آزاد کشور بوده و احتمالا حالا حالاها، این رکورد را حفظ خواهد کرد. حسین نصیری همچون گذشته در پاسخ های خود، به صراحت انواع مشکلات و کج روی های مناطق آزاد در چند سال اخیر را بیان کرد و این حیث می توان صحبت‌های او را به نوعی آسیب شناسی مطلوبی به حساب آورد.

به نظر شما،پس از گذشت ۲۸ سال از شکل گیری و فعالیت مناطق آزاد تجاری صنعتی، به چه میزان در اهداف در نظر گرفته شده ، موفق بوده اند؟

مناطق آزاد در واقع با یک سیاست و یا برنامه مفصل به وجود نیامدند بلکه در یک شرایط خاص خیلی ساده به شکل گرفتند. اساسا فسلفه وجود مناطق آزاد، حل و فصل برخی از مشکلات در جزایر بود تا چرخه مالی در آنجا گردش خوبی پیدا کند.
طرح از پیش فراهم شده و بحثی نظری که رابطه آن با اقتصاد ملی چه خواهد بود و چگونه مبادلات صورت خواهد گرفت از قبل وجود نداشت.
لذا وقتی مناطق به این صورت شکل گرفتند طبیعتاً زیرساخت و برنامه مناسبی که مدون باشد وجود خارجی نداشت.مناطق آزاد، تعریف بسیار متفاوتی دارند؛ مبانی نظری وتجربه انسانی بایستی در مکانزیم ها به کار گرفته شود.من در طی دوران مدیریت خود با دوستان و همکاران سعی کردم که مبانی نظری را در واقع متناسب با توسعه و شرایط محیطی در نظر بگیریم و مزیت ها را پیدا کنیم که بتوانیم تکاپویی جدی به وجود آوریم. بنابراین مناطق تا حدودی موفق بوده اند ولی در چند سطح دیگر مبانی مناطق آزاد از لحاظ نظری فراهم نشده است.

اساسا مناطق آزاد در بیشتر کشورهای پیشرفته، کارکرد صادراتی دارند اما مناطق آزاد در ایران بیشتر به گذرگاه واردات تبدیل شده اند؛ چگونه می توان این رویه را در دولت سیزدهم اصلاح یا اصطلاحا جراحی کرد؟

من درباره رویکرد دولت سیزدهم درباره مناطق آزاد، اطلاعات کاملی ندارم اما همان طور که عرض کردم با یک شرایط خاص و ساده ای مناطق آزاد شکل گرفت ودر این دامنه هم طبیعتاً میخواستند این مناطق شکلی از آبادانی را تجربه کنند. برای هر تصمیمی، زیرساخت و مناسبات تعریف می شود و بعد حمایت ملی پشت این قصه قرار می‌گیرد.منطقه آزاد به هیچ وجه و هیچگاه یک اغنای مالی را تجربه نکرده و خواسته های بسیار متفاوتی در این زمینه مطرح بوده است.
یک عده آن را مفید و عده دیگری آن را ناکارآمد می‌دانستند.مناطق آزاد نیازمند یک برنامه ریزی استراتژیک مشخص شده هستند و مراحل هدفی که قرار است به آن برسند، باید مشخص باشند؛ به طور مثال اینطور نباشد که می‌گویند ما نقطه‌ای را هدفگذاری میکنیم و بعد دور آن خط میکشیم و میگوییم ما همین نقطه را هدف داشتیم! من در طی دوران فعالیتم قصد داشتم که جزیره کیش اولین شهر کاملا الکترونیکی باشد و با این کار در صدد آن بودم که بن بست های ذهنی شکسته شود.اگر روال به این صورت باشد که هر کسی بیاید و برای هر کاری یک تصمیم بگیرد نتیجه آن همچین اتفاقات فعلی می‌شود و اصلا معلوم نیست چرا باید اینکار انجام شود و آدم‌هایی مسئولیت این کارها را به عهده می‌گیرند که توسعه را نمی‌شناسند و صلاحیت ندارند. منطقه آزاد چابهار در ایران معلوم بود که که چه اهدافی دارد ما برنامه آن را تعریف کردیم و مصوبه دولت را هم گرفتیم. برای مثال چرا ما باید اروند را درست کنیم و سایر مناطقی که به وجود می‌آید با چه ساز و کاری (از لحاظ زنجیره کارایی) باید باشند.مبحث تئوری وجود دارد که رابطه منطقه آزاد چه می‌خواهیم باشد؟
چقدر هزینه کردیم و چقدر حمایت و اغنای ملی صورت گرفته است؟ما برنامه ریزی بلند مدتی را انجام دادیم و مصوبه آن را گرفتیم اما متاسفانه به آن توجهی نشد.ما تعریف کردیم که چطور از جغرافیای چابهار استفاده کنیم که چابهار نه تنها خودش بلکه استان‌های همجوار را میتواند تکان دهد.
برای همین ما راه آهن را دیدیم که به فهرج استان کرمان برسد و راه آهن سراسری با شبکه ای که گذاشته شد ۹۰۰ کیلومتر تا آسیای میانه کوتاه شده بود.
در رابطه با همین موضوع بهترین کاری که برای منطقه آزاد چابهار می‌توانست صورت بگیرد و از این بن بست ، خارج شود، این است که به راه آهن وصل شود. لذا با وصل کردن راه آهن چابهار به زابل، زندگی بلوچ و سیستانی را می‌توانیم به هم گره بزنیم طوریکه در بلند مدت مناسبات از این دو مسیر شروع شود و این دو باهم هماهنگ شوند.

برای منطقه آزاد چابهار، دقیقا چه برنامه ای داشتید؟

ما برای چابهار برنامه داشتیم که کشور افغانستان که محصور در خشکی است از طریق اینجا به دریای آزاد وصل شود و بعد هم از سرخس به ترکمنستان،ازبکستان و تاجیکستان برسد تا با استفاده از مزیت هایی که شرایط جغرافیایی کشور دارد بتوانیم به ارز آوری برسیم.گله من از این است در این نابسامانی های برنامه‌نویسی در کشور، انباشت تجربه صورت نگرفته است؛ تجربه ای که یکی آن را پاک میکند و دوباره شروع میکند در نتیجه آن این اتفاق ها میفتد.متاسفانه کسی هم پاسخگو نخواهد بود.
من معتقدم مناطق آزاد نه تنها می‌تواند در چارچوب ملی کار خود را پیش ببرد بلکه میتواند تحرک در مرزهای کشور و آبادانی ایجاد کند و امنیت بخرد.لذا اگر انباشت تجربه و نقد مباحث نظری صورت بگیرد می‌توان به آن نقطه رسید اما اگر هر کسی دوباره بیاد و از اول بخواهد شروع کند نتیجه خوبی حاصل نمی‌شود.

در بین مناطق آزاد ایران، بصورت نسبی کدام یک از مناطق در «نقشه راه» طراحی شده و اهداف تعیین شده، بهتر از بقیه مناطق بوده است؟

بهتر است درباره دوران مدیریتی خود اظهار نظر کنم؛ در طی سال‌های مدیریتی چابهار به مدت چهار سال رونق زیادی پیدا کرد، شعبه دانشگاه لندن در چابهار تاسیس شد،مجددا سوزن دوری بلوچ،کشاورزی و بازرگانی در آنجا شکل گرفت و مردم آن،توسعه را بیشتر حس کردند. همچنین گزارش‌ها حاکی از آن بود که درگیری ها و بزه کاری به طور چشمگیری کاهش پیدا کرده بود. با این اتفاقات چابهار از آن حالت دور افتاده ( از پایتخت)بیرون آمده بود و امنیت پایدار را تجربه کرد. اگر تعریف امنیت چرخه مطمئن زندگی در بلند مدت باشد، این شاخص در آنجا حاصل شده بود.فرض کنید مسئولی می‌گوید که مردم به من چه ربطی دارند و تا این حد نسبت به توسعه عقب باشد که درک نکند مردم محور توسعه هستند! آنها باید اغنا شوند.منطقه آزاد اگر به درستی عمل کند می‌تواند کاملا مثل مناطق آزاد چین ، موفق باشند .
هر چقدر زمان بگذرد فرصت‌سوزی می‌شود؛ باید تمرکز توسعه از صفحات میانی کشور به جدار مرز کشیده شود و این حرف را زمانی می‌گویم که با مناسبات بین المللی،همسایه ها و مساله امنیت و قومیت را در نظر بگیریم. معتقدم که مزیت هایی نسبی و مطلق در این چرخه داریم که باید دقیقا آنها را تعریف شده در نظر بگیریم.پول را نباید توزیع کرد بلکه باید سرمایه‌گذاری کرد تا چرخه توسعه اقتصادی راه بیفتد.
جز پلاک گذاری و خرید و فروش اتومبیل های خارجی به قیمت پایین تر در مناطق آزاد نسبت به سرزمین اصلی، مناطق آزاد چه حُسنی برای مردم عادی داشته اند؟
منطقه آزاد می‌تواند مزیت های آموزشی و بهداشتی هم داشته باشد و این ها مزیت هایی نسبی هستند که قادرند، بالنده شوند. مزیتی دیگر مانند ترانزیت کالا به جمهوری‌های آسیای‌مرکزی که محصور درخشکی هستند، نیز وجود دارد.ذهنیت من توسعه پایدار است ؛ اقتصاد،سیاست، اجتماع و فرهنگ این‌ها همه در کنار هم باید باشند.
تمامی این‌ها پیچیدگی خود را دارند اما می‌توانند به واقعیت نزدیک شوند.ما اگر بتوانیم مزیت ها را دقیق مشخص کنیم و مناسبات را بشناسیم می‌توانیم به هم افزایی برسیم.کتابی به اسم تعامل منطقه جهانی را در این زمینه نوشته ام؛ در این کتاب به مباحث تئوری ارزش جغرافیای ایران در مناسبات اقتصادی و بین المللی اشاره کرده ام.در این کتاب از مزیت هایی که ناگفته مانده است؛ صحبت شده است .چون ما مرکزیت داریم ارزش‌کشور و کار و شغل آن از این مزیت ها سرچشمه می گیرد.

در دوره مدیریت شما بر مناطق آزاد، سطح پرداخت حقوق ها نسبت به سایر سازمان ها و وزارتخانه ها، چقدر تفاوت داشت؟

تفاوتی نداشت . پس از دولت اصلاحات و در دوره ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد، آقای داوود احمدی‌نژاد و بازرسی ریاست جمهوری به صورت دقیق بررسی کردند؛ نتیجه گزارش‌ها به این صورت بود که اختلاف به ۵۰ هزار تومان هم نرسید و به نظر می آید که ما از این مرتبه ها کاملا شسته و رفته عمل کرده‌ایم.من به شخصه ادعایی ندارم اما دوستان و همکاران ما در مناطق آزاد در زمینه اختلاس و رشوه نقشی نداشتند.

تغییرات سریالی قوانین در مناطق آزاد را چگونه ارزیابی می کنید؟

ناپایداری هایی که در کشور وجود دارد؛کسانی روی کار می آیند که از تجربیات گذشته استفاده ای نمی‌کنند و به نوعی مجدد چرخ را اختراع می‌کنند. آنها در ساز و کاری مجدد از آن استفاده می‌کنند.جایگاه و ظرفیت مناطق آزاد اگر به درستی استفاده شود می‌تواند امنیت و اقتصادی قوی بیاورد. مرزها را آباد کند و به جمعیت مرزها اضافه شود نه اینکه خلوت تر شوند. همچنین می‌تواند ۲ میلیون فرصت شغلی ایجاد کند.من معتقدم که مناطق آزاد کاملا می‌توانند در چارچوب خوشه‌ای عمل کنند.

به چه میزان مناطق آزاد ایران در بسترسازی اجرای قوانین سازمان تجارت جهانی WTO موفق بوده اند؟

متاسفانه خیلی کم. ما مبانی و مبحث نظری را نداریم،اغنای‌ملی و برنامه مناسبی متناسب با این موضوع شکل نگرفته است.قاعده این است اکه در اتاق دربسته درباره منافع، تصمیم گیری می‌شود. در مورد مناطق آزاد هیچگاه ، اغنای ملی شکل نگرفته است.برای مثال من یک مقاله ای نوشتم که چه کار باید بکنیم که مردم ایران دوبار در هفته غذای دریایی بخورند که تاثیر مثبت آن در اشتغال،امنیت و اجتماع است.اگر کار کارشناسی در این قضیه صورت بگیرد و همه چیز سرجای خودش باشد نتیجه مطمئنا بهتر خواهد شد.متاسفانه توسعه در کشور ما به خوبی درک نشده خصوصا با تعاریف جدید برای مثال امنیت چگونه به وجود می آید ،نتیجه چرخه مطمئنا زندگی در دراز مدت است.

تجارت جهانی

تجارت جهانی، متخصص مناطق آزاد ایران و جهان

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا